خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به یاد روزهایی میپردازد که بزم عیش و نشاط برپا بود و شراب و همصحبتان هوشیاری را از بین میبردند. شاعر از زیباییهای گذشته و دلبستگیهایش یاد میکند و از تغییرات و از دست دادن آنها ابراز تأسف میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، زیبایی، و گذر زمان اشاره دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مستی دارد که مناسب سنین پایین نیست.
غزل ۲۶۱۹ - یاد ایامی که بزم عیش ما معمور بود
یاد ایامی که بزم عیش ما معمور بود
مغز ما از نشأه می پرده دار حور بود ۱
شیشه می نیم هوشی داشت از همصحبتان
روی مجلس در نقاب بیخودی مستور بود ۲
لاله رویان را دل ما تشنه نظاره ساخت
آب این سرچشمه آیینه گویا شور بود ۳
قرب منزل نعل ما را بر سر آتش گذاشت
داشتیم آسایشی تا منزل ما دور بود ۴
خاطر روشن در فردوس بر رویم گشود
قحط یوسف بود تا آیینه ام بی نور بود ۵
آنچه ما چشم از حباب آب حیوان داشتیم
در حجاب پرده زنبوری انگور بود ۶
آب لعل او زخط شد تیره، ورنه پیش ازین
صافی این شهد، شمع خانه زنبور بود ۷
مغز ما از نشأه می پرده دار حور بود ۱
شیشه می نیم هوشی داشت از همصحبتان
روی مجلس در نقاب بیخودی مستور بود ۲
لاله رویان را دل ما تشنه نظاره ساخت
آب این سرچشمه آیینه گویا شور بود ۳
قرب منزل نعل ما را بر سر آتش گذاشت
داشتیم آسایشی تا منزل ما دور بود ۴
خاطر روشن در فردوس بر رویم گشود
قحط یوسف بود تا آیینه ام بی نور بود ۵
آنچه ما چشم از حباب آب حیوان داشتیم
در حجاب پرده زنبوری انگور بود ۶
آب لعل او زخط شد تیره، ورنه پیش ازین
صافی این شهد، شمع خانه زنبور بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۱۸ - تا خیال آن بهشتی رو مرا منظور بود
گوهر بعدی:غزل ۲۶۲۰ - ذوق خاموشی مرا روزی که دامنگیر بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.