خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به مفاهیم عرفانی و فلسفی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که به جای دنبال کردن هوسها و غرور، به خداوند و حقیقت درون توجه کند. او تأکید میکند که انسان باید از تعلقات دنیوی فاصله بگیرد و به جای دنبال کردن ظواهر، به باطن و معنویت بپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۸۴۱ - به خدا کسی نجنبد، چو تو تن زنی، نجنبی
به خدا کسی نَجُنبد، چو تو تَن زنی، نَجُنبی
که پیالههاست مَردم، تو شرابْ بَخشِ خُنْبی ۱
هَله خواجه خاکِ او شو، چو سوار شُد به میدان
سَرِ اسب را مَگَردان، که تو سَر نهیی، تو سُنْبی ۲
که در آن زمانْ سَری تو، که تو خویش دُنْب دانی
چو تو را سَری هَوَس شُد، تو یَقین بِدان که دُنْبی ۳
زِجهانْ گُریز و وابُر، تو زِطاق و از طُرُنْبَش
چو زِخویشْ طاق گشتی، زِچه بَستهٔ طُرُنْبی؟ ۴
تو بِدان خدایْ بِنْگَر، که صد اعتقاد بَخشَد
زِچه سُنّی است مَروی، زِچه رافِضیست قُنْبی ۵
بِفرست سویِ بینش، همه نُطْق را و تَن را
که تو را یکی نَظَر بِهْ، که همیشه میغُرُنْبی ۶
که پیالههاست مَردم، تو شرابْ بَخشِ خُنْبی ۱
هَله خواجه خاکِ او شو، چو سوار شُد به میدان
سَرِ اسب را مَگَردان، که تو سَر نهیی، تو سُنْبی ۲
که در آن زمانْ سَری تو، که تو خویش دُنْب دانی
چو تو را سَری هَوَس شُد، تو یَقین بِدان که دُنْبی ۳
زِجهانْ گُریز و وابُر، تو زِطاق و از طُرُنْبَش
چو زِخویشْ طاق گشتی، زِچه بَستهٔ طُرُنْبی؟ ۴
تو بِدان خدایْ بِنْگَر، که صد اعتقاد بَخشَد
زِچه سُنّی است مَروی، زِچه رافِضیست قُنْبی ۵
بِفرست سویِ بینش، همه نُطْق را و تَن را
که تو را یکی نَظَر بِهْ، که همیشه میغُرُنْبی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۴۰ - منگر به هر گدایی، که تو خاص ازان مایی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۴۲ - بت من زدر درآمد، به مبارکی و شادی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.