خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر پس از دوری از معشوق است. او از تاریکی دنیا، تبدیل شادی به غم، و تبدیل سخنرانی به سکوت و اسرار درونی سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به گذر عمر، ناملایمات زندگی، و امید به آینده دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند و ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشند.
غزل ۲۴۱۵ - تا تو رفتی عالم روشن به چشمم تار شد
تا تو رفتی عالم روشن به چشمم تار شد
باده بی غش به جامم شربت بیمار شد ۱
از دهان باز بودم حلقه بیرون در
تا زبان بستم دلم گنجینه اسرار شد ۲
رو سفیدی بود در کردار و عمر من تمام
چون قلم از دل سیاهی صرف در گفتار شد ۳
نیست در دل خاری از منع چمن پیرا مرا
جوش گل مانع مرا از سیر این گلزار شد ۴
چرب نرمی شد حصار عافیت ز آتش مرا
از گداز ایمن بود هر زر که دست افشار شد ۵
از خموشی گشت روشن تا دل تاریک من
طوطی خوش حرف بر آیینه ام زنگار شد ۶
بر جنون دوری من حلقه دیگر فزود
نقطه خالش زخط روزی که خوش پرگار شد ۷
پیچ و تاب نامرادیها به قدر دانش است
می خورد خون بیش هر تیغی که جوهردار شد ۸
می کشد ناصح زبان از روی سخت من به کام
خواهد این سوهان ز ناهمواریم هموار شد ۹
در شبستان فنا صبح امیدی می شود
آنچه از انفاس، صائب صرف استغفار شد ۱۰
باده بی غش به جامم شربت بیمار شد ۱
از دهان باز بودم حلقه بیرون در
تا زبان بستم دلم گنجینه اسرار شد ۲
رو سفیدی بود در کردار و عمر من تمام
چون قلم از دل سیاهی صرف در گفتار شد ۳
نیست در دل خاری از منع چمن پیرا مرا
جوش گل مانع مرا از سیر این گلزار شد ۴
چرب نرمی شد حصار عافیت ز آتش مرا
از گداز ایمن بود هر زر که دست افشار شد ۵
از خموشی گشت روشن تا دل تاریک من
طوطی خوش حرف بر آیینه ام زنگار شد ۶
بر جنون دوری من حلقه دیگر فزود
نقطه خالش زخط روزی که خوش پرگار شد ۷
پیچ و تاب نامرادیها به قدر دانش است
می خورد خون بیش هر تیغی که جوهردار شد ۸
می کشد ناصح زبان از روی سخت من به کام
خواهد این سوهان ز ناهمواریم هموار شد ۹
در شبستان فنا صبح امیدی می شود
آنچه از انفاس، صائب صرف استغفار شد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۱۴ - دل ز پیکان در تن من بیضه فولاد شد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۱۶ - بر من از روشندلی وضع جهان هموار شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.