خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مضامینی مانند عشق، غیرت، رنج، آزادی و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از دردها و سختیهای زندگی میگوید و به مفاهیمی مانند استقامت، شکست و امید اشاره میکند. همچنین، از طبیعت و عناصر آن مانند سنگ، بیداد و خزان برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۲۴۱۴ - دل ز پیکان در تن من بیضه فولاد شد
دل ز پیکان در تن من بیضه فولاد شد
این خراب آباد آخر آهنین بنیاد شد ۱
غیرت عاشق ز کار سخت گردد بیشتر
بیستون سنگ فسان تیشه فرهاد شد ۲
گرچه از خط کم شود گیرایی حسن بتان
خال او را خط مشکین خانه صیاد شد ۳
شست طومار رعونت را به آب دیده سرو
تا به بستان جلوه گر آن قد چون شمشاد شد ۴
بس که افشردم زغیرت بر جگر دندان خویش
آسمان سنگدل شرمنده از بیداد شد ۵
خط آزادی است دست خالی از عین الکمال
سرو از بی حاصلیها از خزان آزاد شد ۶
ساده لوحان از مبارکباد اگر خوشدل شوند
عید بر من نامبارک از مبارکباد شد ۷
صائب از ادبار خواهد پایمال غم شدن
کوته اندیشی که از اقبال گردون شاد شد ۸
این خراب آباد آخر آهنین بنیاد شد ۱
غیرت عاشق ز کار سخت گردد بیشتر
بیستون سنگ فسان تیشه فرهاد شد ۲
گرچه از خط کم شود گیرایی حسن بتان
خال او را خط مشکین خانه صیاد شد ۳
شست طومار رعونت را به آب دیده سرو
تا به بستان جلوه گر آن قد چون شمشاد شد ۴
بس که افشردم زغیرت بر جگر دندان خویش
آسمان سنگدل شرمنده از بیداد شد ۵
خط آزادی است دست خالی از عین الکمال
سرو از بی حاصلیها از خزان آزاد شد ۶
ساده لوحان از مبارکباد اگر خوشدل شوند
عید بر من نامبارک از مبارکباد شد ۷
صائب از ادبار خواهد پایمال غم شدن
کوته اندیشی که از اقبال گردون شاد شد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۱۳ - از گرفتاری دلم فارغ زپیچ و تاب شد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۱۵ - تا تو رفتی عالم روشن به چشمم تار شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.