خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه، مفاهیم عشق، رنج، تعلیم، و طمع را بیان میکند. شاعر از عناصر طبیعت مانند یوسف، گرگ، گل، بلبل، و صدف برای انتقال پیامهای اخلاقی و عرفانی استفاده میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'گرگ در پیرهن' یا 'شیرین به خون کوهکن' ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند.
غزل ۲۴۰۲ - غیر را در بزم خاص آن سیمتن می پرورد
غیر را در بزم خاص آن سیمتن می پرورد
یوسف ما گرگ را در پیرهن می پرورد ۱
خون چو گردد مشک هیهات است ماند در وطن
نافه را بیهوده آهوی ختن می پرورد ۲
آن حریف خار زخمم من که صحرای جنون
هر کجا خاری است بهر پای من می پرورد ۳
خوشه را هرگز نمی باشد دو سر، بگسل طمع
می گدازد جان خود را هر که تن می پرورد ۴
گلرخان را می دهد تعلیم عاشق پروری
گل که بلبل را در آغوش چمن می پرورد ۵
بی تأمل دم مزن، کز لب گهر می ریزدش
چون صدف هر کس سخن را در دهن می پرورد ۶
پرده ای بر روی کار از جوی شیرافکنده است
عشق، شیرین را به خون کوهکن می پرورد ۷
این غزل را هر که گوید صائب از اهل سخن
می گدازد جان شیرین و سخن می پرورد ۸
یوسف ما گرگ را در پیرهن می پرورد ۱
خون چو گردد مشک هیهات است ماند در وطن
نافه را بیهوده آهوی ختن می پرورد ۲
آن حریف خار زخمم من که صحرای جنون
هر کجا خاری است بهر پای من می پرورد ۳
خوشه را هرگز نمی باشد دو سر، بگسل طمع
می گدازد جان خود را هر که تن می پرورد ۴
گلرخان را می دهد تعلیم عاشق پروری
گل که بلبل را در آغوش چمن می پرورد ۵
بی تأمل دم مزن، کز لب گهر می ریزدش
چون صدف هر کس سخن را در دهن می پرورد ۶
پرده ای بر روی کار از جوی شیرافکنده است
عشق، شیرین را به خون کوهکن می پرورد ۷
این غزل را هر که گوید صائب از اهل سخن
می گدازد جان شیرین و سخن می پرورد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۰۱ - گر به ظاهر جسم را روشن گهر می پرورد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۰۳ - مست ما امروز نقش تازه ای بر آب زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.