خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به مضامینی همچون رنج و اندوه بشری، ناپایداری دنیا، عدالت الهی، و ظلم و ستم در جامعه می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند شمع، اشک، خون، و سنگ، احساسات عمیق انسانی و نگرانی‌های اخلاقی را بیان می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین برخی تصاویر نمادین مانند خون و ظلم نیاز به درک بالاتری از ادبیات و جامعه دارند.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۹۶ - شمع ما را عاقبت اشک دمادم می خورد

شمع ما را عاقبت اشک دمادم می خورد
حاصل این بوستان را چشم شبنم می خورد ۱

می خورم خون از سفال و لب به دندان می گزم
وای بر آن کس که می از ساغر جم می خورد ۲

باده لعلی نهان در سنگ اگر گردد رواست
در چنین عهدی که آدم خون آدم می خورد ۳

شعله خاشاک را پا در رکاب رحلت است
گرمی هنگامه خط زود بر هم می خورد ۴

لطف حق در سنگ روزی می رساند بی دریغ
بهر روزی آدمی چندین چرا غم می خورد؟ ۵

فیض اهل جود یکسان است در موت و حیات
کاروان روزی همان از خاک حاتم می خورد ۶

پشت بر گل کرد شبنم، دید تا خورشید را
صحبت زود آشنایان زود بر هم می خورد ۷

غوطه در خون شفق زد ماه نو تا رزق یافت
کیست کز گردون لب نانی مسلم می خورد؟ ۸

موج بی پروا زتعمیر حباب آسوده است
کی غم دلهای ما آن زلف پرخم می خورد؟ ۹

گر نگیرد پنجه اش را سیر چشمیهای حسن
تیغ او خون دو عالم را به یک دم می خورد ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۹۵ - یار ما در پرده شب باده تنها می خورد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۹۷ - چون ز باد آن زلف چون زنجیر بر هم می خورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.