خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از صائب تبریزی با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، مخاطب را به پاکسازی دل از ناپاکیها، تلاش برای رسیدن به روشنایی، استفاده از فرصت جوانی، صبر در برابر سختیها و دوری از غفلت دعوت میکند. شاعر با اشاره به نمادهایی مانند خورشید، آینه، کشتی نوح و نخل آه، مفاهیم عرفانی و اخلاقی را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها ممکن است برای کودکان پیچیده باشد.
غزل ۲۲۸۸ - گر به اخلاص رخ خود به زمین سایی صبح
گر به اخلاص رخ خود به زمین سایی صبح
روشن از خانه چو خورشید برون آیی صبح ۱
گر به خاکستر شب پاک نکردی دل را
سعی کن سعی که این آینه بزدایی صبح ۲
به تو از دست دعا کشتی نوحی دادند
تا ازین قلزم پر خون به کنار آیی صبح ۳
بندگی کار جوانی است، به پیری مفکن
در شب تار به ره رو که بیاسایی صبح ۴
نخل آهی بنشان در دل شبهای دراز
تا به همدستی توفیق به بار آیی صبح ۵
زنگ غفلت کندت پاک ز آیینه دل
کف دستی که ز افسوس به هم سایی صبح ۶
چون به گل رفت ترا پای، به دل دست گذار
این حنا نیست که شب بندی و بگشایی صبح ۷
صبر بر تلخی بیداری شب کن صائب
تا چو خورشید جهانتاب شکرخایی صبح ۸
روشن از خانه چو خورشید برون آیی صبح ۱
گر به خاکستر شب پاک نکردی دل را
سعی کن سعی که این آینه بزدایی صبح ۲
به تو از دست دعا کشتی نوحی دادند
تا ازین قلزم پر خون به کنار آیی صبح ۳
بندگی کار جوانی است، به پیری مفکن
در شب تار به ره رو که بیاسایی صبح ۴
نخل آهی بنشان در دل شبهای دراز
تا به همدستی توفیق به بار آیی صبح ۵
زنگ غفلت کندت پاک ز آیینه دل
کف دستی که ز افسوس به هم سایی صبح ۶
چون به گل رفت ترا پای، به دل دست گذار
این حنا نیست که شب بندی و بگشایی صبح ۷
صبر بر تلخی بیداری شب کن صائب
تا چو خورشید جهانتاب شکرخایی صبح ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۸۷ - خاک از خواب عدم جست ز بیداری صبح
گوهر بعدی:غزل ۲۲۸۹ - نمک به دیده غفلت کن از سفیده صبح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.