خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره رازها، غمها و سختیهای زندگی است. او از اشک، غم، شراب و یار سخن میگوید و رازهای پنهان خود را با زبان شعر بیان میکند. در پایان، شعر صائب را به دلیل یکدستی و تازگی تحسین میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم پیچیده احساسی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۱۰۵ - تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
غماز رنگ هم به زبان شکسته گفت ۱
از سنگ سخت تر سخنان در سر شراب
چشم و دهان یار به بادام و پسته گفت! ۲
رازی که بود پرده نشین همچو اشک من
مژگان شوخ چشم به مردم نشسته گفت ۳
شرمنده ام ز خط که سیه بختی مرا
بر روی نازکش به زبان شکسته گفت ۴
صائب تمام شعر تو یکدست و تازه است
این قسم شعرها نتوان جسته جسته گفت ۵
غماز رنگ هم به زبان شکسته گفت ۱
از سنگ سخت تر سخنان در سر شراب
چشم و دهان یار به بادام و پسته گفت! ۲
رازی که بود پرده نشین همچو اشک من
مژگان شوخ چشم به مردم نشسته گفت ۳
شرمنده ام ز خط که سیه بختی مرا
بر روی نازکش به زبان شکسته گفت ۴
صائب تمام شعر تو یکدست و تازه است
این قسم شعرها نتوان جسته جسته گفت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۰۴ - از نوبهار روی زمین خشک و تر شکفت
گوهر بعدی:غزل ۲۱۰۶ - از حد گذشت وقت سحر آرمیدنت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.