خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از مضامین عاشقانه، رنج و اندوه، وطن‌پرستی و هنر شاعری سخن می‌گوید. شاعر از دردهای عشق، سوختگی‌های دل، و دوری از وطن می‌نالد و همچنین به جایگاه شاعر و تأثیر سخن او اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۱۰۰ - چون گوشه کلاه به پروانه نشکنم؟

چون گوشه کلاه به پروانه نشکنم؟
داغ از میان سوختگان دست من گرفت ۱

از چاک پیرهن چه قدر وا شود دلش؟
دستی که فال عیش ز چاک کفن گرفت ۲

در نار باغ سینه حلاوت نمانده است
امروز دست ازوست که سیب ذقن گرفت ۳

در سنگلاخ دهر چه پاسخت کرده ای؟
آیینه روشنی ز جلای وطن گرفت ۴

صائب همین بس است که در سلک شاعران
طالب نمی کند به سخن های من گرفت ۵

کلکم به یک صریر سواد سخن گرفت
بلبل به زور ناله سراسر چمن گرفت ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۹۹ - کام از جهانِ دون به هوس می‌توان گرفت
گوهر بعدی:غزل ۲۱۰۱ - دل رفته رفته رنگ لب لعل او گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.