خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عناصر طبیعت مانند گل، آیینه، مرغ، و سنگ برای بیان احساسات عمیق انسانی مانند عشق، اندوه، و حسرت استفاده میکند. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای پیچیده، حالات روحی و عاطفی را به تصویر میکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۰۷۷ - گل بس که شرم ازان رخ پر خط و خال داشت
گل بس که شرم ازان رخ پر خط و خال داشت
آیینه در کف از عرق انفعال داشت ۱
از چشم دام می کند امروز خوابگاه
مرغی که وحشت قفس از نفس بال داشت ۲
فیروز جنگ گشت دل شیشه بار ما
در کوچه ای که سنگ حذر از سفال داشت ۳
زیر سیاه خیمه لیلی نشسته بود
مجنون اگر چه چشم به چشم غزال داشت ۴
جز دود دل نچید گلی از وصال شمع
فانوس ساده لوح چها در خیال داشت ۵
امروزه خنده طرح به گلزار می دهد
آن روزگار رفت که صائب ملال داشت ۶
آیینه در کف از عرق انفعال داشت ۱
از چشم دام می کند امروز خوابگاه
مرغی که وحشت قفس از نفس بال داشت ۲
فیروز جنگ گشت دل شیشه بار ما
در کوچه ای که سنگ حذر از سفال داشت ۳
زیر سیاه خیمه لیلی نشسته بود
مجنون اگر چه چشم به چشم غزال داشت ۴
جز دود دل نچید گلی از وصال شمع
فانوس ساده لوح چها در خیال داشت ۵
امروزه خنده طرح به گلزار می دهد
آن روزگار رفت که صائب ملال داشت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۷۶ - هر کس ز تیغ غمزه او سر دریغ داشت
گوهر بعدی:غزل ۲۰۷۸ - دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.