این شعر بیانگر عشقی فراتر از ظواهر مادی است و از مفاهیمی مانند فداکاری، رنج عشق، ناسپاسی و تقدیر سخن میگوید. شاعر از پروانه و شمع، تیغ و ماه عید، و دیگر نمادها برای بیان احساسات عمیق خود استفاده میکند. همچنین، به موضوعاتی مانند ملامت، رقیب، قربانی و بخت تاریک اشاره میشود. در نهایت، شاعر از دلسوزی و رحمت سخن میگوید، هرچند که گویی دل سنگینتر از آن است که رحم کند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه مانند تیغ، قربانی و بخت تاریک ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۲۰۵۲ - عشق مرا به زینت ظاهر اساس نیست
پروانه را ز شمع، نظر بر لباس نیست ۱
تیغ است ماه عید ز جان سیر گشته را
این خوشه را ملاحظه از زخم داس نیست ۲
بالاتر از وصال شمارد خیال را
شکر خدا که دیده ما ناسپاس نیست ۳
زیر زمین بود، به فلک گر برآمده است
در هر سری که همت گردون اساس نیست ۴
تیغ دو دم ز سنگ فسان تیزتر شود
دیوانه را ز سنگ ملامت هراس نیست ۵
اشک من و رقیب به یک رشته می کشد
صد حیف چشم شوخ تو گوهرشناس نیست ۶
با قاتل است کار چو قربانیان مرا
از هیچ کس مرا نظر التماس نیست ۷
در دل نهفته ایم سویدای بخت را
چون کعبه تیره بختی ما در لباس نیست ۸
صائب مبند لب ز فغان های دلخراش
هر چند رحم در دل سنگین آس نیست ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.