خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، به توصیف عشق و شیفتگی شاعر به معشوق میپردازد. شاعر از جذابیتهای معشوق، تأثیر نورانیاش بر جهان و دردهای ناشی از دوری و حجاب بین خود و معشوق سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند صبر در برابر رنجهای عشق، وفاداری و اسارت در شیوههای معشوق اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و اسارت در عشق نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
غزل ۱۹۳۵ - آن روی آتشین که جگرها کباب اوست
آن روی آتشین که جگرها کباب اوست
نور و صفای شمع و گل از آب و تاب اوست ۱
در چهره گشاده صبح بهار نیست
فیضی که در گشودن بند نقاب اوست ۲
در هیچ دیده آب نخواهد گذاشتن
این روشنی که با رخ چون آفتاب اوست ۳
از دور باش غیر ندارم شکایتی
هر شکوه ای که هست مرا از حجاب اوست ۴
روز حساب اگر چه ندارد نهایتی
کوته به پرسش ستم بی حساب اوست ۵
از ضعف اگر چه ما به زمین نقش بسته ایم
جان نفس گسسته ما در رکاب اوست ۶
یک مو ز پیچ و تاب میان تو کم نشد
هر چند پیچ و تاب من از پیچ و تاب اوست ۷
گر دیگران به لطف و به احسان مقیدند
صائب اسیر شیوه ناز و عتاب اوست ۸
نور و صفای شمع و گل از آب و تاب اوست ۱
در چهره گشاده صبح بهار نیست
فیضی که در گشودن بند نقاب اوست ۲
در هیچ دیده آب نخواهد گذاشتن
این روشنی که با رخ چون آفتاب اوست ۳
از دور باش غیر ندارم شکایتی
هر شکوه ای که هست مرا از حجاب اوست ۴
روز حساب اگر چه ندارد نهایتی
کوته به پرسش ستم بی حساب اوست ۵
از ضعف اگر چه ما به زمین نقش بسته ایم
جان نفس گسسته ما در رکاب اوست ۶
یک مو ز پیچ و تاب میان تو کم نشد
هر چند پیچ و تاب من از پیچ و تاب اوست ۷
گر دیگران به لطف و به احسان مقیدند
صائب اسیر شیوه ناز و عتاب اوست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۳۴ - طومار زلف شرح پریشانی من است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۳۶ - در هر دلی که ریشه کند پیچ و تاب عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.