خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، دل‌بستگی، رنج‌های درونی، و جست‌وجوی معنویت می‌پردازد. شاعر از دل‌های بی‌آرام، سفر درونی انسان، و نیاز به پناه‌گاه معنوی سخن می‌گوید. همچنین، مفاهیمی مانند عجز در برابر عشق الهی، توکل، و رهایی از تعلقات دنیوی در آن دیده می‌شود.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج‌های درونی و جست‌وجوی معنویت ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۸۰۰ - ز چاک سینه خود هر که قبله گاهش نیست

ز چاک سینه خود هر که قبله گاهش نیست
به هیچ وجه به درگاه قرب راهش نیست ۱

ز آه سرد بود بادبان کشتی دل
به هیچ جا نرسد هر دلی که آهش نیست ۲

غرض ز وسعت میدان لامکان، شان است
وگرنه غیر دل تنگ جلوه گاهش نیست ۳

حضور خاطر دیوانه مشربان وحشی است
من و سراسر دشتی که یک گیاهش نیست ۴

ز انفعال رسیدم به این بارگاه قبول
خوش آن گنه که به جز شرم عذر خواهش نیست ۵

حنای عقده گشایی به ناخنی بسته است
که غیر سینه مجروح دستگاهش نیست ۶

به روی بستر گل خواب می کند مرغی
که شب به غیر پر و بال خود پناهش نیست ۷

منم که خانه به دوش توکلم ورنه
کدام قطره که در بحر، خانه خواهش نیست؟ ۸

اگر چه گل دگری می زند به دستارش
چه فتنه هاست که در نرگس سیاهش نیست ۹

ز هر دلی که سفر می کند غبار ملال
به غیر سینه صائب قرارگاهش نیست ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۹۹ - خراب چشم تو اندیشه عتابش نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۸۰۱ - اگر چه کعبه مقصد نصیب هر دل نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.