این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است که او را منشأ شادی و معنای زندگی میداند. شاعر از جدایی و دوری معشوق رنج میبرد و از او میخواهد که لحظهای او را فراموش نکند. او خود را نیازمند هدایت و تصحیح معشوق میداند و معتقد است که تنها با حضور و توجه معشوق است که میتواند از مشکلات و خطرات رهایی یابد. شاعر همچنین به توانایی معشوق در درک ناگفتهها و انجام کارهای خارقالعاده اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۷۵۶ - ای وصل تو اصل شادمانی
کانْ صورتهاست، وین مَعانی ۱
یک لحظه مَبُر زِ بنده، که نیست
بی آبْ سَفینه را رَوانی ۲
من مُصْحَفِ باطِلَم، وَلیکِن
تَصحیح شَوَم چو تو بِخوانی ۳
یک یوسُفِ بیکَس است و صد گُرگ
امّا بِرَهَد، چو تو شَبانی ۴
هر بار بِپُرسیاَم که چونی؟
با اَشکَم و رویِ زَعفَرانی ۵
این هر دو نشانْ برای عام است
پیشَت چه نشان، چه بینشانی ۶
ناگفته، حَدیثْ بِشْنَوی تو
نَنْوشته، قَباله را بِخوانی ۷
بی خوابْ تو واقعه نِمایی
بی آبْ سَفینهها بِرانی ۸
خاموش ثَنا و لابه کم کُن
کَزْ غَیب رَسید، لَنْ تَرانی ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.