این متن شعری است که در آن شاعر از معشوق خود با توصیفات زیبا و استعارههای ادبی یاد میکند. او از زیباییهای ظاهری و معنوی معشوق سخن میگوید و از خواننده میخواهد که بخشهایی از زیباییهای او را بخواند و درک کند. شاعر از موها و نگاه معشوق به عنوان نمادهایی از جذابیت و بیامانی یاد میکند و در پایان، از خواننده میخواهد که بقیهی توصیفات را خود ادامه دهد.
این متن شامل مفاهیم عاشقانه و استعارههای ادبی پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۲۷۵۳ - ای آن که تو شاه مطربانی
زان دِلْبَرِکَش بگو که دانی ۱
خواهم که دو عُشر، ای خوش آواز
از مُصْحَفِ حُسنِ او بِخوانی ۲
در هر حَرفیش مُسْتَمِع را
بُگْشایَد چَشمهٔ مَعانی ۳
سینش گوید که فَاسْتَجیبوا
نونَش گوید که لَنْ تَرانی ۴
ای طُرّهٔ او چه پایْ بَندی
وِیْ غَمْزهٔ او چه بیاَمانی ۵
از نرگسِ اوست، ای گُلِ سُرخ
کان اَطْلَسِ سُرخْ میدَرانی ۶
مانْدم زِ تمام کردنِ این
باقیش تو بگو بَرین نشانی ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.