شاعر در این شعر از حالات روحی و جسمی خود سخن میگوید. او از مستی و خرابی خود در سال گذشته و امسال میگوید و از درد و رنجی که تحمل کرده است. شاعر همچنین به تشبیهات زیبایی مانند ماهی در آب و شیران در جستجوی ماهتاب اشاره میکند و از دلهای غمگین و خسته سخن میگوید. در نهایت، او از خواننده میخواهد که لحظهای به سخنانش گوش دهد تا ثوابی از خدا دریافت کند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا بتواند به درستی درک شود.
غزل ۲۷۳۸ - من پار بخوردهام شرابی
اِمْسالْ چه مَستَم و خَرابی ۱
من پارِ زِ آتشی گُذشتم
اِمْسالْ چرا شُدم کبابی؟ ۲
من تشنه به آبِ جویْ رفتم
ماهی دیدم میانِ آبی ۳
شیران همه ماهتاب جویَند
من شیرم و یارِ ماهتابی ۴
از دَرد مَپُرس، رنگِ رُخ بین
تا رنگْ بِگویَدَت جوابی ۵
جانم مَست است و تَنْ خَراب است
مَستیست نِشَسته در خَرابی ۶
این هر دو چُنین و دلْ چُنین تَر
کَزْ غم چو خَریست در خَلابی ۷
یک لحظه مَشو مَلول، بِشْنو
تا باشَدَت از خدا ثَوابی ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.