خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و جنون ناشی از آن میگوید، احساس تلخی و ناامیدی را بیان میکند و از یار غارنشین و همراهی او یاد میکند. در نهایت، به قدرت و عظمت خود اشاره میکند که حتی آسمان از او هراس دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه، جنون و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات فلسفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۳۳۲ - تا دل از یاد تو می در ساغر اندیشه داشت
تا دل از یاد تو می در ساغر اندیشه داشت
هر حبابی را که می دیدم پری در شیشه داشت ۱
چون نگردد صولت عشق از جنون من زیاد؟
در کدامین عهد شیری این چنین در بیشه داشت؟ ۲
تلخ اگر باشد حدیث من، مرا معذور دار
ریخت بر من آسمان زهری که در ته شیشه داشت ۳
من که دارم سنگ بردارد ز پیش راه من؟
یار غاری کوهکن همراه خود چون تیشه داشت ۴
صائب اکنون پیش موری می گذارم پشت دست
من که شیر آسمان از صولتم اندیشه داشت ۵
هر حبابی را که می دیدم پری در شیشه داشت ۱
چون نگردد صولت عشق از جنون من زیاد؟
در کدامین عهد شیری این چنین در بیشه داشت؟ ۲
تلخ اگر باشد حدیث من، مرا معذور دار
ریخت بر من آسمان زهری که در ته شیشه داشت ۳
من که دارم سنگ بردارد ز پیش راه من؟
یار غاری کوهکن همراه خود چون تیشه داشت ۴
صائب اکنون پیش موری می گذارم پشت دست
من که شیر آسمان از صولتم اندیشه داشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳۱ - از پر سیمرغ اگر دست حمایت زال داشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳۳ - شب که مجلس روشنی از طلعت جانانه داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.