خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

متن بالا به بیان مفاهیم عرفانی و عشق الهی می‌پردازد و از نگاه شاعر، جهان بدون عشق و رنج بی‌معناست. او به بیماری‌های روحی انسان مانند دیدن خلق و وابستگی به دنیا اشاره می‌کند و عید و نوروز را برای بی‌خردان ماتم می‌داند. شاعر به اهل حال و زندگی جاودانی اشاره دارد و از بصیرت و جمال الهی سخن می‌گوید. همچنین، از رازهای عشق و ناتوانی انسان در درک کامل آن می‌گوید و به زیبایی‌های معنوی و درمان دردها با خط مشکین اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۰۰ - هر زمان در شهر بند عقل، سور و ماتمی است

هر زمان در شهر بند عقل، سور و ماتمی است
جز جهان عشق نبود گر جهان بی غمی است ۱

دیدن خلق است بیماری و وادیدست نکس
عید و نوروز از برای بی دماغان ماتمی است ۲

رفته و آینده اهل حال را منظور نیست
از حیات جاودانی خضر را قسمت دمی است ۳

هر که در دریا شود اهل بصیرت چون حباب
هر نظر محو جمالی، هر نفس در عالمی است ۴

گفتگوی عشق را هر گوش نتواند شنید
نیست جز چاه ذقن، این راز را گر محرمی است ۵

حسن هیهات است نادم گردد از خوانخوارگی
می پرد چشم و دل خورشید هر جا شبنمی است ۶

از درشتی های خط خوبان ملایم می شوند
ما جراحت دیدگان را خط مشکین مرهمی است ۷

نقطه موهوم کز خردی نمی آید به چشم
پیش چشم خرده بین ما سود اعظمی است ۸

بس که صائب دیدم از نادیدگان نادیدنی
زنگ بر آیینه طبعم بهار خرمی است ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۹۹ - چشمم از خواب پریشان، چشمه پر سنبلی است
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰۱ - خاک با این رتبه تمکین، جناب آدمی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.