خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان این موضوع میپردازد که بدون رنج و سختی، شادی و موفقیتی حاصل نمیشود. با استفاده از مثال آهن که تحت فشار و حرارت به آیینه تبدیل میشود، مفهوم تحمل رنج برای رسیدن به کمال و زیبایی بیان میشود. در نهایت، متن با شکرگزاری از خداوند به پایان میرسد.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند و از آن بهرهمند شوند.
غزل ۲۶۸۰ - چنین باشد، چنین گوید منادی
چُنین باشد، چُنین گوید مُنادی
که بیرنجی نبینی هیچ شادی ۱
چه مایه رنجها دیدی تو هر روز
تَامُّل کُن ازان روزی که زادی ۲
چه خون از چَشم و دلها بَرگُشادهست
که تا تو چَشم در عالَم گُشادی ۳
خداوندا اگر آهن بِدیدی
آن کَشاکَش، کِش تو دادی ۴
زِ بیم و تَرس، آهنْ آب گشتی
گُدازیدی، نَپَذْرُفتی جَمادی ۵
وَلیک آن را نَهان کردی زِ آهن
به هر روز، اندکْ اندک مینَهادی ۶
چو آهن گشت آیینه به آخِر
بِگُفتا شُکر، ای سُلطانِ هادی ۷
که بیرنجی نبینی هیچ شادی ۱
چه مایه رنجها دیدی تو هر روز
تَامُّل کُن ازان روزی که زادی ۲
چه خون از چَشم و دلها بَرگُشادهست
که تا تو چَشم در عالَم گُشادی ۳
خداوندا اگر آهن بِدیدی
آن کَشاکَش، کِش تو دادی ۴
زِ بیم و تَرس، آهنْ آب گشتی
گُدازیدی، نَپَذْرُفتی جَمادی ۵
وَلیک آن را نَهان کردی زِ آهن
به هر روز، اندکْ اندک مینَهادی ۶
چو آهن گشت آیینه به آخِر
بِگُفتا شُکر، ای سُلطانِ هادی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۷۹ - ز ما برگشتی و با گل فتادی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۸۱ - کجا شد عهد و پیمان را چه کردی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.