خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، مانند بهشت، سرو، صبح و آیینه، عشق خود را توصیف میکند و تأکید میکند که تماشای معشوق برای او از هر چیزی در جهان ارزشمندتر است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی پیچیده، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۸۰۳ - از خویش برآورد تمنای تو ما را
از خویش برآورد تمنای تو ما را
سر داد به فردوس تماشای تو ما را ۱
خوشتر ز تماشای خیابان بهشت است
هر جلوه ای از قامت رعنای تو ما را ۲
چون سایه که سر در قدم سرو گذارد
محوست سراپا به سراپای تو ما را ۳
ما را نتوان از تو جدا کرد، که دادند
دلبستگی خاص به هر جای تو ما را ۴
چون صبح برانگیخت به یک خنده پنهان
از خواب عدم، لعل شکرخای تو ما را ۵
امروز ز رخساره خود پرده برانداز
تا نقد شود جنت فردای تو ما را ۶
این ماحضری بود که در دیدن اول
کرد از دو جهان سیر، تماشای تو ما را ۷
حاشا که ز آیینه دل پاک نسازد
گرد دو جهان، دامن صحرای تو ما را ۸
گو سیل فنا گرد برآرد ز دو عالم
کافی است سیه خانه سودای تو ما را ۹
صائب به نوا کوش، کز این نغمه طرازان
کافی است همین صوت دلارای تو ما را ۱۰
سر داد به فردوس تماشای تو ما را ۱
خوشتر ز تماشای خیابان بهشت است
هر جلوه ای از قامت رعنای تو ما را ۲
چون سایه که سر در قدم سرو گذارد
محوست سراپا به سراپای تو ما را ۳
ما را نتوان از تو جدا کرد، که دادند
دلبستگی خاص به هر جای تو ما را ۴
چون صبح برانگیخت به یک خنده پنهان
از خواب عدم، لعل شکرخای تو ما را ۵
امروز ز رخساره خود پرده برانداز
تا نقد شود جنت فردای تو ما را ۶
این ماحضری بود که در دیدن اول
کرد از دو جهان سیر، تماشای تو ما را ۷
حاشا که ز آیینه دل پاک نسازد
گرد دو جهان، دامن صحرای تو ما را ۸
گو سیل فنا گرد برآرد ز دو عالم
کافی است سیه خانه سودای تو ما را ۹
صائب به نوا کوش، کز این نغمه طرازان
کافی است همین صوت دلارای تو ما را ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۰۲ - در زلف مده راه دگر باد صبا را
گوهر بعدی:غزل ۸۰۴ - اندیشه ز طوفان نبود دیده تر را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.