خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، به موضوعاتی مانند رهایی از وابستگیها، بیاعتنایی به دنیا، و ارزش نفس آرام اشاره میکند. همچنین، او به ناکارآمدی ارتباط با افراد ناسازگار و اهمیت دروننگری میپردازد.
مفاهیم عمیق و انتزاعی این شعر نیاز به درک و تجربهی بالاتری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود. همچنین، برخی از استعارهها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد.
غزل ۷۱۰ - حاجت به خون گرم جگر نیست داغ را
حاجت به خون گرم جگر نیست داغ را
روغن ز خود بود گهر شبچراغ را ۱
نشکفته است غنچه پیکان ز خون گرم
می چون کند شکفته من بی دماغ را؟ ۲
مرغی که ناله اش نبود آشنای درد
زهرست همچو سبزه بیگانه باغ را ۳
آزادگان شکسته دل از چرخ نیستند
چون گل شکسته موج شراب این ایاغ را ۴
آسوده از خزانم و فارغ ز نوبهار
در زیر بال خویش کنم سیر باغ را ۵
با بدسرشت پرتو نیکان چه می کند؟
در بال زاغ نیست اثر چشم زاغ را ۶
دل را حیات از نفس آرمیده است
بیماری نسیم دهد جان چراغ را ۷
صائب مدار چشم گشایش ز آسمان
در بیضه راه نیست نسیم فراغ را ۸
روغن ز خود بود گهر شبچراغ را ۱
نشکفته است غنچه پیکان ز خون گرم
می چون کند شکفته من بی دماغ را؟ ۲
مرغی که ناله اش نبود آشنای درد
زهرست همچو سبزه بیگانه باغ را ۳
آزادگان شکسته دل از چرخ نیستند
چون گل شکسته موج شراب این ایاغ را ۴
آسوده از خزانم و فارغ ز نوبهار
در زیر بال خویش کنم سیر باغ را ۵
با بدسرشت پرتو نیکان چه می کند؟
در بال زاغ نیست اثر چشم زاغ را ۶
دل را حیات از نفس آرمیده است
بیماری نسیم دهد جان چراغ را ۷
صائب مدار چشم گشایش ز آسمان
در بیضه راه نیست نسیم فراغ را ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۰۹ - پوشیده گر به زلف کنی روی خویش را
گوهر بعدی:غزل ۷۱۱ - پیوسته دل سیاه بود خلق تنگ را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.