خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع عشق، درد و رنجهای عاشقانه، بیقراری عاشق، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند غم، هوشمندی دل، مرگ، و حوادث زندگی سخن میگوید و به مخاطب هشدار میدهد که پند خود را به افراد بیدرد ندهد.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین برخی از ابیات مانند اشاره به مرگ و رنجهای وجودی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۶۹۶ - عشق است غمگسار دل دردمند را
عشق است غمگسار دل دردمند را
آتش گره ز کار گشاید سپند را ۱
همت به هیچ مرتبه راضی نمی شود
یک جا قرار نیست سپهر بلند را ۲
پیداست بی قراری عاشق کجا رسد
در خلوتی که راه نباشد سپند را ۳
اندیشه کهربای غم و درد عالم است
از غم گزیر نیست دل هوشمند را ۴
مانند پسته سر ز گریبان برآورد
صبح فنای خویش لب هرزه خند را ۵
پهلوی چرب می طلبد تیغ حادثات
جوشن ز لاغری است تن گوسفند را ۶
صیاد را به وحشت خود رام می کنم
آورده ام به کف رگ خواب کمند را ۷
بیرون روم چگونه ز بزمی که می شود
برخاستن ز جای فرامش سپند را؟ ۸
صائب گهر به سنگ زدن بی بصیرتی است
ضایع مکن به مردم بی درد پند را ۹
آتش گره ز کار گشاید سپند را ۱
همت به هیچ مرتبه راضی نمی شود
یک جا قرار نیست سپهر بلند را ۲
پیداست بی قراری عاشق کجا رسد
در خلوتی که راه نباشد سپند را ۳
اندیشه کهربای غم و درد عالم است
از غم گزیر نیست دل هوشمند را ۴
مانند پسته سر ز گریبان برآورد
صبح فنای خویش لب هرزه خند را ۵
پهلوی چرب می طلبد تیغ حادثات
جوشن ز لاغری است تن گوسفند را ۶
صیاد را به وحشت خود رام می کنم
آورده ام به کف رگ خواب کمند را ۷
بیرون روم چگونه ز بزمی که می شود
برخاستن ز جای فرامش سپند را؟ ۸
صائب گهر به سنگ زدن بی بصیرتی است
ضایع مکن به مردم بی درد پند را ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۵ - خط تلخ ساخت آن دهن همچو قند را
گوهر بعدی:غزل ۶۹۷ - افسردگی است چاره دل دردمند را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.