خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، عشق و عاشقی، مینوشی و مستی، و فلسفه زندگی را با تصاویر زیبا و استعارههای غنی به تصویر میکشد. شاعر از جاودانگی عشق و مستی سخن میگوید و از دردها و رنجهای زندگی نیز یاد میکند. او از طبیعت و تغییر فصلها برای بیان احساسات خود استفاده میکند و در نهایت، به قدرت شعر و غزل در تسکین دردها اشاره میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر به کار رفته در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۶۱ - ز هم نمی گسلد عیش جاودانه ما
ز هم نمی گسلد عیش جاودانه ما
خمار صبح ندارد می شبانه ما ۱
ترا که ذوق سخن نیست فکر ساغر کن
که گشت چاک گریبان شرابخانه ما ۲
فسانه دگران خواب در بغل دارد
به چشم خواب نمک می زند فسانه ما ۳
عرق فشانی ابر بهار رنگین است
کنون که خال لب کشت گشت دانه ما ۴
به ناز کی چه میانش، چه جسم لاغر من
دویی کناره گرفته است از میانه ما ۵
زمین ز برگ خزان دیده خرقه پوش شود
اگر بهار کند رنگ عاشقانه ما ۶
کجاست دام فنا تا گلوی ما گیرد؟
قفس خلال شد از فکر آب و دانه ما ۷
کسی نماند که بر آه ما نسوخت دلش
سری کشید به هر روزنی زبانه ما ۸
خمار عشقت اگر دردسر دهد صائب
سری بکش به غزل های عاشقانه ما ۹
خمار صبح ندارد می شبانه ما ۱
ترا که ذوق سخن نیست فکر ساغر کن
که گشت چاک گریبان شرابخانه ما ۲
فسانه دگران خواب در بغل دارد
به چشم خواب نمک می زند فسانه ما ۳
عرق فشانی ابر بهار رنگین است
کنون که خال لب کشت گشت دانه ما ۴
به ناز کی چه میانش، چه جسم لاغر من
دویی کناره گرفته است از میانه ما ۵
زمین ز برگ خزان دیده خرقه پوش شود
اگر بهار کند رنگ عاشقانه ما ۶
کجاست دام فنا تا گلوی ما گیرد؟
قفس خلال شد از فکر آب و دانه ما ۷
کسی نماند که بر آه ما نسوخت دلش
سری کشید به هر روزنی زبانه ما ۸
خمار عشقت اگر دردسر دهد صائب
سری بکش به غزل های عاشقانه ما ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۰ - ز نوبهار شود چون شکفته لاله ما؟
گوهر بعدی:غزل ۶۶۲ - رسیده است به معراج اوج پستی ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.