خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و وابستگی به معشوق (شمس تبریزی) سخن میگوید. شاعر از رهایی از خودخواهی و رسیدن به کمال معنوی صحبت میکند و از مخاطب میخواهد که با عشق به معشوق، به آرامش و جاودانگی برسد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رهایی از خود و وابستگی به معشوق ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۶۵۳ - گرین سلطان ما را بنده باشی
گَرین سُلطانِ ما را بَنده باشی
همه گِریَند و تو در خنده باشی ۱
وَگَر غَم پُر شود اطرافِ عالَم
تو شاد و خُرَّم و فَرخُنده باشی ۲
وَگَر چَرخ و زمین از هم بِدَرَّد
وَرایِ هر دو، جانی زنده باشی ۳
به هفتم چَرخ، نوبَتْ پنج داری
چو خیمهیْ شش جِهَت بَرکَنده باشی ۴
همه مُشتاقِ دیدارِ تو باشند
تو صد پَرده فرواَفکَنده باشی ۵
چو اندیشه، به جاسوسیِّ اسرار
درونِ سینهها گَردنده باشی ۶
دِلا بر چَشمِ خوبانْ چهره بُگْشا
که اندیشد که تو شَرمنده باشی؟ ۷
بدیشان صَدقه میدِه، چون هِلالَند
تو بَدْری، از کجا گیرنده باشی؟ ۸
اگر خالی شَوی از خویشْ چون نِی
چو نِی پُر از شِکَر، آکَنده باشی ۹
بُرو، خِرقه گِرو کُن در خَرابات
چو سالوسانْ چرا در ژَنده باشی؟ ۱۰
به عشقِ شَمسِ تبریزی بِدِه جان
که تا چون عشقِ او، پاینده باشی ۱۱
همه گِریَند و تو در خنده باشی ۱
وَگَر غَم پُر شود اطرافِ عالَم
تو شاد و خُرَّم و فَرخُنده باشی ۲
وَگَر چَرخ و زمین از هم بِدَرَّد
وَرایِ هر دو، جانی زنده باشی ۳
به هفتم چَرخ، نوبَتْ پنج داری
چو خیمهیْ شش جِهَت بَرکَنده باشی ۴
همه مُشتاقِ دیدارِ تو باشند
تو صد پَرده فرواَفکَنده باشی ۵
چو اندیشه، به جاسوسیِّ اسرار
درونِ سینهها گَردنده باشی ۶
دِلا بر چَشمِ خوبانْ چهره بُگْشا
که اندیشد که تو شَرمنده باشی؟ ۷
بدیشان صَدقه میدِه، چون هِلالَند
تو بَدْری، از کجا گیرنده باشی؟ ۸
اگر خالی شَوی از خویشْ چون نِی
چو نِی پُر از شِکَر، آکَنده باشی ۹
بُرو، خِرقه گِرو کُن در خَرابات
چو سالوسانْ چرا در ژَنده باشی؟ ۱۰
به عشقِ شَمسِ تبریزی بِدِه جان
که تا چون عشقِ او، پاینده باشی ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۵۲ - نگارا تو در اندیشهی درازی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۵۴ - ببین این فتح، زاستفتاح تا کی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.