خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از عناصر طبیعت و استعارههای زیبا برای بیان احساسات عاشقانه و آرزوی آزادی استفاده میکند. در آن از خط سبز، فیروزه، لعل، جواهر و دیگر تصاویر شاعرانه برای توصیف حالات عاشق و معشوق بهره برده شده است. همچنین، اشاراتی به مفاهیم معنوی مانند «شب قدر» و آرزوی رهایی از ظلم وجود دارد.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعاری است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات اجتماعی و معنوی آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است پیچیده باشد.
غزل ۴۵۴ - ز خط سبز شد فیروزه ای لعل نگار ما
ز خط سبز شد فیروزه ای لعل نگار ما
جواهر سرمه ای می خواست چشم اشکبار ما ۱
اگر چه بی صفا گردد ز گرد آیینه روشن
یکی صد شد ز گرد خط، صدای گلعذار ما ۲
خط آزادی اغیار شد گر خط شبرنگش
شب قدری است بهر دیده شب زنده دار ما ۳
نگه دارد خدا از چشم بد آن روی نو خط را!
که دام عنبرین سامان دهد بهر شکار ما ۴
درین فرصت که خط پیچید دست زلف ظالم را
مشو غافل ز احوال دل امیدوار ما ۵
جواهر سرمه ای می خواست چشم اشکبار ما ۱
اگر چه بی صفا گردد ز گرد آیینه روشن
یکی صد شد ز گرد خط، صدای گلعذار ما ۲
خط آزادی اغیار شد گر خط شبرنگش
شب قدری است بهر دیده شب زنده دار ما ۳
نگه دارد خدا از چشم بد آن روی نو خط را!
که دام عنبرین سامان دهد بهر شکار ما ۴
درین فرصت که خط پیچید دست زلف ظالم را
مشو غافل ز احوال دل امیدوار ما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۳ - ندارد حاجت مشاطه روی گلعذار ما
گوهر بعدی:غزل ۴۵۵ - نباشد چون تن آسانان ز خورد و خواب عیش ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.