خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، مفاهیمی مانند غرور، عشق، تأثیرگذاری و قدرت را بیان میکند. شاعر با اشاره به عناصری مانند طاووس، کوه قاف، طوفان و دریا، احساسات عمیق و تأثیرات خود را بر جهان اطراف توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و غرور نیاز به درک بالاتری از تجربیات زندگی دارند.
غزل ۴۵۳ - ندارد حاجت مشاطه روی گلعذار ما
ندارد حاجت مشاطه روی گلعذار ما
پر طاوس مستغنی است از نقش و نگار ما ۱
زمین از سایه ما گر شود نیلی، عجب نبود
که کوه قاف می بازد کمر در زیر بار ما ۲
ز طوف ما دل بی درد صاحب درد می گردد
چراغ کشته در می گیرد از خاک مزار ما ۳
شکوه خاکساری خصم را بی دست و پا سازد
شود باریک، دریا چون رسد در جویبار ما ۴
ز بال افشانی جان این چنین معلوم می گردد
که چشم دام زلفی می پرد در انتظار ما ۵
پر طاوس مستغنی است از نقش و نگار ما ۱
زمین از سایه ما گر شود نیلی، عجب نبود
که کوه قاف می بازد کمر در زیر بار ما ۲
ز طوف ما دل بی درد صاحب درد می گردد
چراغ کشته در می گیرد از خاک مزار ما ۳
شکوه خاکساری خصم را بی دست و پا سازد
شود باریک، دریا چون رسد در جویبار ما ۴
ز بال افشانی جان این چنین معلوم می گردد
که چشم دام زلفی می پرد در انتظار ما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۲ - به دل های پر از خون حرف آن زلف دو تا بگشا
گوهر بعدی:غزل ۴۵۴ - ز خط سبز شد فیروزه ای لعل نگار ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.