خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بررسی دردها و مصیبتهای جهان میپردازد و بیان میکند که تنهایی و غمها میتوانند جهان را متحد کنند. شاعر از بیفایده بودن تلاشهای انسان در برابر مشکلات زندگی سخن میگوید و تنها عشق را راهی برای رهایی از این دردها میداند. همچنین، متن به اهمیت تحمل و صبر در برابر سختیها اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و مصیبتهای جهان نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۹۸ - به وحدت می توان کردن سبک غم های عالم را
به وحدت می توان کردن سبک غم های عالم را
که تنهایی یکی سازد مصیبت های عالم را ۱
ندارد حاصلی جز گرد کلفت خاک بی حاصل
بگردی چند چون خورشید سر تا پای عالم را؟ ۲
ز عقل مصلحت بین بیشتر مغزم پریشان شد
مگر عشق از سرم بیرون برد سودای عالم را ۳
گرانباری زبان خار را سنگ فسان سازد
به پای گرمرو بی خار کن صحرای عالم را ۴
به حلوا تلخی ماتم ز دل بیرون نمی آید
چسان شیرین کنم بر خویش تلخی های عالم را؟ ۵
خس و خاشاک پیش سیل بی پروا نمی گیرد
که بال و پر شود زخم زبان رسوای عالم را ۶
نهنگی می شود هر موجه ای صائب ز بی تابی
نباشد جز تحمل لنگری دریای عالم را ۷
که تنهایی یکی سازد مصیبت های عالم را ۱
ندارد حاصلی جز گرد کلفت خاک بی حاصل
بگردی چند چون خورشید سر تا پای عالم را؟ ۲
ز عقل مصلحت بین بیشتر مغزم پریشان شد
مگر عشق از سرم بیرون برد سودای عالم را ۳
گرانباری زبان خار را سنگ فسان سازد
به پای گرمرو بی خار کن صحرای عالم را ۴
به حلوا تلخی ماتم ز دل بیرون نمی آید
چسان شیرین کنم بر خویش تلخی های عالم را؟ ۵
خس و خاشاک پیش سیل بی پروا نمی گیرد
که بال و پر شود زخم زبان رسوای عالم را ۶
نهنگی می شود هر موجه ای صائب ز بی تابی
نباشد جز تحمل لنگری دریای عالم را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۷ - مکن یارب گران در منتهای عمر گوشم را
گوهر بعدی:غزل ۳۹۹ - مکن بی بهره یارب از قبول دل بیانم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.