خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از مخاطب میخواهد از خواب برخیزد و به زیباییها و فرصتهای زندگی توجه کند. شاعر با اشاره به مفاهیمی مانند جوانی، خورشید، حسن، قیامت و سعادت، مخاطب را به تفکر و اقدام دعوت میکند. همچنین، از مخاطب میخواهد به ارزش عمر و جان پی ببرد و از فرصتهای دنیوی برای رسیدن به سعادت ابدی استفاده کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۶۲۴ - برخیز که جان است و جهان است و جوانی
بَرخیز که جان است و جهان است و جوانی
خورشید بَرآمَد، بِنِگَر نورفَشانی ۱
آن حُسن که در خوابْ هَمیجُست زُلَیخا
ای یوسُفِ اَیّام، به صد رَهْ بِهْ ازانی ۲
بَرخیز که آویخت تَرازوی قیامَت
بَرسَنْج بِبین که سَبُکییا تو گِرانی ۳
هر سویْ نشانیست زِ مَخْلوقْ به خالِق
قانِع نشود عاشقِ بیدل به نشانی ۴
هر لحظه زِ گَردون بِرَسَد بانگْ که ای گاو
ما راهِ سَعادت بِنِمودیم، تو دانی ۵
بَرخیز و بیا دَبدَبهٔ عُمرِ اَبَد بین
تا بازرَهی زود از این عالَمِ فانی ۶
او عُمرِ عزیز است، ازو چاره نداری
او جانِ جهان آمد و تو نَقْشِ جَهانی ۷
بر صورتِ سنگین بِزَنَد، روح پَذیرد
حیف است کَزین روحْ تو مَحْروم بِمانی ۸
او کانِ عَقیق آمد و سَرمایهٔ کانها
در کانِ عَقیق آی، چه دربَندِ دُکانی؟ ۹
خورشید بَرآمَد، بِنِگَر نورفَشانی ۱
آن حُسن که در خوابْ هَمیجُست زُلَیخا
ای یوسُفِ اَیّام، به صد رَهْ بِهْ ازانی ۲
بَرخیز که آویخت تَرازوی قیامَت
بَرسَنْج بِبین که سَبُکییا تو گِرانی ۳
هر سویْ نشانیست زِ مَخْلوقْ به خالِق
قانِع نشود عاشقِ بیدل به نشانی ۴
هر لحظه زِ گَردون بِرَسَد بانگْ که ای گاو
ما راهِ سَعادت بِنِمودیم، تو دانی ۵
بَرخیز و بیا دَبدَبهٔ عُمرِ اَبَد بین
تا بازرَهی زود از این عالَمِ فانی ۶
او عُمرِ عزیز است، ازو چاره نداری
او جانِ جهان آمد و تو نَقْشِ جَهانی ۷
بر صورتِ سنگین بِزَنَد، روح پَذیرد
حیف است کَزین روحْ تو مَحْروم بِمانی ۸
او کانِ عَقیق آمد و سَرمایهٔ کانها
در کانِ عَقیق آی، چه دربَندِ دُکانی؟ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۲۳ - ما گوش شماییم، شما تن زده تا کی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۲۵ - گر علم خرابات تو را همنفسستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.