این متن شعری است که در آن شاعر از یک شخصیت خیالی به نام «مرغک حلوایی» سوال میپرسد که چه نوع مرغی است و چرا مانند دیگر مرغان رفتار نمیکند. شاعر با طنز و کنایه به این موضوع اشاره میکند که این مرغ نه مانند بلبل خوشصدا است، نه مانند طوطی زیبا، و نه مانند فاخته در چمن حضور دارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که همه مرغان پرواز کردهاند، اما این مرغ همچنان در جای خود ایستاده است.
این متن دارای مفاهیم طنزآمیز و فلسفی است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره و کنایه در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۲۶۲۲ - ای خواجه تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟
نی پَرّی و نی چَرّی، ای مُرغَکِ حَلْوایی ۱
مانندِ شُترمُرغی، گویند بِپَر، گویی
من اُشتُرم و اُشتُر، کِی پَرَّد ای طایی؟ ۲
چون نوبَتِ بار آید، گویی که نه من مُرغَم؟
کِی بار کَشَد مُرغی، تَکْلیف چه فَرمایی؟ ۳
نی بُلبُلِ خوش لَحْنی، نی طوطیِ خوش رنگی
نی فاختهٔ طوقی، نی در چَمَنِ مایی ۴
حَقّ است سُلَیمان را در گَردنِ هر مُرغی
مُرغان همه پَرّیدند آن جا، تو چه میپایی؟ ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.