خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دردها و رنج‌های درونی خود سخن می‌گوید و از عشق، مرگ، ناامیدی و آرامش صحبت می‌کند. او از طبیعت و عناصر آن مانند گل و بلبل برای بیان احساساتش استفاده می‌کند و در نهایت به آرامش دل از طریق خط یار اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۰۵ - می کنم از سینه بیرون این دل افسرده را

می کنم از سینه بیرون این دل افسرده را
بشنوم تا چند بوی این چراغ مرده را؟ ۱

شب چو خون مرده و سنگ مزارش خواب توست
زنده گردان از عبادت این زمین مرده را ۲

ای گل بی درد، پر زر کن دهان بلبلان
در گره چون غنچه خواهی بست چند این خرده را؟ ۳

زنگ هیهات است از پیکان زداید خون گرم
باده چون آرد به حال خود دل افسرده را؟ ۴

از ترشرویان شود ماتم سرا دارالسرور
ره مده رضوان به جنت زاهد دلمرده را ۵

باعث آرامش دل گشت صائب خط یار
توتیای چشم باشد خاک، طوفان برده را ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۴ - پوست زندان است بر تن زاهد افسرده را
گوهر بعدی:غزل ۲۰۶ - دل سیه سازد در و دیوار، سودا کرده را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.