خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و وابستگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه عشق او را از همه چیز رها کرده و به خدمت معشوق مشغول ساخته است. شاعر از حالت مستی و بیخودی در عشق میگوید و اشاره میکند که در این راه، نه به ثواب و نه به گناه توجه دارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۶۱۲ - در کوی که میگردی؟ ای خواجه چه میخواهی؟
در کویِ کِه میگَردی؟ ای خواجه چه میخواهی؟
پابَسته شُدی چون من، زان دِلْبَرِ خَرگاهی ۱
گَر بَسته شُدی از وِیْ، رَسته زِ همه بَندی
نی خِدمَتِ کَس خواهی، نی خُسروی و شاهی ۲
شُد خِدمَتِ تو دَستان، چون خِدمَتِسَرمَستان
در آبْ سُجود آری بیمساله چو ماهی ۳
چون مَست و خَراب آمد، سَجده گَهَش آب آمد
فارغْ زِ ثَواب آمد، فَرد از رَه و بیراهی ۴
کو رَه چو دَرین آبی، کو سَجده چو مِحْرابی
نی ظالم و نی تایب، نی ذاکر و نی ساهی ۵
پابَسته شُدی چون من، زان دِلْبَرِ خَرگاهی ۱
گَر بَسته شُدی از وِیْ، رَسته زِ همه بَندی
نی خِدمَتِ کَس خواهی، نی خُسروی و شاهی ۲
شُد خِدمَتِ تو دَستان، چون خِدمَتِسَرمَستان
در آبْ سُجود آری بیمساله چو ماهی ۳
چون مَست و خَراب آمد، سَجده گَهَش آب آمد
فارغْ زِ ثَواب آمد، فَرد از رَه و بیراهی ۴
کو رَه چو دَرین آبی، کو سَجده چو مِحْرابی
نی ظالم و نی تایب، نی ذاکر و نی ساهی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۱۱ - جانا تو بگو رمزی، از آتش همراهی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱۳ - ای شادی آن روزی، کز راه تو بازآیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.