خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و احساسی، خطاب به معشوقی است که با رفتارش باعث رنجش شاعر شده است. شاعر از معشوق میخواهد که مانند دیگران با او رفتار نکند و به احساساتش توجه بیشتری داشته باشد. همچنین، از معشوق میخواهد که اگر قصد وفاداری ندارد، از نگاه کردن به دیگران خودداری کند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خون کزد چشمای تو' و 'ای بیحیا' ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامناسب باشد.
شمارهٔ ۸ - غزل
بالای نقره زلف سیارکله پا مکن
ای نازنین بشهر شلق شوربپا مکن ۱
مثل همه بما مکنی ابروت تروش
ابکار ر با همه بکن اما بما مگن ۲
خون کزد چشمای تو دلم ر وحیا نکرد
یکباربذش بگو: مکن ای بیحیا مکن ۳
اگر مخیه بهارکه دلت نگادری
اُهقذر بروی بچهٔ مردم نگا مکن ۴
ای نازنین بشهر شلق شوربپا مکن ۱
مثل همه بما مکنی ابروت تروش
ابکار ر با همه بکن اما بما مگن ۲
خون کزد چشمای تو دلم ر وحیا نکرد
یکباربذش بگو: مکن ای بیحیا مکن ۳
اگر مخیه بهارکه دلت نگادری
اُهقذر بروی بچهٔ مردم نگا مکن ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۷ - قطعه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹ - غزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.