خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از فرار خواب، جان، شادی و آفتاب از زندگی خود به دلیل غم و اندوه شکایت میکند و توصیه میکند که با غم و شب بسازد.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
ای جان به لب آمده
ای چشم ز گریه سرخ خواب از تو گریخت
ای جان به لب آمده از تو گریخت
با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت
با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت
ای جان به لب آمده از تو گریخت
با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت
با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:از صدای سخن عشق
گوهر بعدی:ای داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.