خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر به بیان احساسات عاشقانه‌اش نسبت به معشوق می‌پردازد. او از شب‌هایی می‌گوید که بی‌معشوق سپری شده و خاطرات گذشته را مرور می‌کند. شاعر با یادآوری لحظات عاشقانه‌ی مشترک، از هشدار معشوق درباره گذرا بودن عشق می‌گوید اما عشق خود را پایدار و وفادارانه توصیف می‌کند. در نهایت، او از تنهایی و اندوه خود پس از دوری معشوق سخن می‌گوید.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق گذرا و اندوه ناشی از جدایی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

کوچه

بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

در نهانخانه‌ی جانم، گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پَر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه، محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه‌ی ماه فروریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گُل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:
ــ «از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینه عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است؛
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!»

با تو گفتم:‌ «حذر از عشق!؟ ــ ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!

روز اول، که دل من به تمنای تو پَر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم...»

باز گفتم که: «تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!»

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله‌ی تلخی زد و بگریخت ...
اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید که: دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم، نرمیدم

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم ...
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
خوانش

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:ناقوس نیلوفر
گوهر بعدی:بهار می رسد، اما
نظرها و حاشیه ها ۷
میهمان
۱۴۰۴/۲/۲۱ ۱۹:۳۳

منم ۶۰ سالمه وهمیشه عاشق این شعرم .چون حال عاشقی منو. بیان میکنه

رضا
۱۴۰۱/۷/۲۴ ۱۹:۰۷

یادش به خیر ، اولین بار زمانی که ۱۸ ساله بودم این شعر را خواندم و تازه عاشقی را فهمیدم، و همان موقع حفظ کردم ، الان ۶۰ سالمه ، بعید میدونم کسی در این زمانه با اینا حال کنه

پاسخ گوهرین

سلام. امیدوارم سلامت باشید. البته همچنان این شعر مخاطبان زیادی در سایت گوهرین دارد.

هادی منصوری
۱۴۰۱/۲/۱۷ ۰۰:۱۸

شعریه که شامل زمان و مکان نمیشود

میهمان
۱۴۰۰/۱۲/۷ ۰۵:۰۰

این شعر دوران عاشقیم هست عشقم عاشق این شعر بود افسوووس

میهمان
۱۴۰۰/۱۱/۲۶ ۱۷:۱۹

واقعا شعر قشنگیه سرشار از احساس نمیتونم بخونم اشکام میریزه

میهمان
۱۴۰۰/۱۰/۲۶ ۰۶:۳۸

عاشق این شعرم وقتی میخونم واقعا اشکم در میاد

میهمان
۱۳۹۹/۹/۱ ۱۹:۲۷

از این شعر پر احساس تر ندیدم