خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر با خطاب به مسلمانان، از عشق و سودای خود سخن میگوید. او از اندیشههای عمیق و عشق بیپایان خود به معشوق میگوید و از مسلمانان میخواهد که او را در این راه یاری کنند. شاعر همچنین از شمس تبریزی یاد میکند و او را تنها کسی میداند که میتواند به او کمک کند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۵۶۱ - مسلمانان مسلمانان، مرا جانیست سودایی
مُسلمانان مُسلمانان، مرا جانیست سودایی
چو طوفان بر سَرَم بارَد ازین سودا زِبالایی ۱
مُسلمانان مُسلمانان، به هر روزی یکی شوری
به کویِ لولیان اُفْتَد ازان لولیِّ سُرنایی ۲
مُسلمانان مُسلمانان، زِجان پُرسید کِی سابِق
وَرایِ طورِ اندیشه، حَریفان را چه میپایی ۳
مُسلمانان مُسلمانان، بِشویید از دلِ من دست
کَزین اندیشه دادم دلْ به دستِ موجِ دریایی ۴
مُسلمانان مُسلمانان، خَبَر آن کارفرما را
که سَخت از کار رفتم من، مرا کاری بِفَرمایی ۵
مُسلمانان مُسلمانان، اَمانَت دستِ من گیرید
که مَستَم رَه نمیدانم، بِدان معشوقِ زیبایی ۶
مُسلمانان مُسلمانان، به کویِ او سِپاریدَم
بَران خاکَم بِخُسپانید، زان خاک است بینایی ۷
مُسلمانان مُسلمانان، زبانِ پارسی گویم
که نَبْوَد شَرط در جمعی، شِکَر خوردن به تنهایی ۸
بیا ای شَمسِ تبریزی، که بَر دست این سُخَن بیزی
به غیرِ تو نمیباید، تویی آن کِه همیبایی ۹
چو طوفان بر سَرَم بارَد ازین سودا زِبالایی ۱
مُسلمانان مُسلمانان، به هر روزی یکی شوری
به کویِ لولیان اُفْتَد ازان لولیِّ سُرنایی ۲
مُسلمانان مُسلمانان، زِجان پُرسید کِی سابِق
وَرایِ طورِ اندیشه، حَریفان را چه میپایی ۳
مُسلمانان مُسلمانان، بِشویید از دلِ من دست
کَزین اندیشه دادم دلْ به دستِ موجِ دریایی ۴
مُسلمانان مُسلمانان، خَبَر آن کارفرما را
که سَخت از کار رفتم من، مرا کاری بِفَرمایی ۵
مُسلمانان مُسلمانان، اَمانَت دستِ من گیرید
که مَستَم رَه نمیدانم، بِدان معشوقِ زیبایی ۶
مُسلمانان مُسلمانان، به کویِ او سِپاریدَم
بَران خاکَم بِخُسپانید، زان خاک است بینایی ۷
مُسلمانان مُسلمانان، زبانِ پارسی گویم
که نَبْوَد شَرط در جمعی، شِکَر خوردن به تنهایی ۸
بیا ای شَمسِ تبریزی، که بَر دست این سُخَن بیزی
به غیرِ تو نمیباید، تویی آن کِه همیبایی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۶۰ - الا ای جان قدس آخر به سوی من نمیآیی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۵۶۲ - یکی فرهنگ دیگر نو برآر، ای اصل دانایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.