خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رابطه‌اش با معشوق سخن می‌گوید. او از رفتارهای متناقض معشوق شکایت می‌کند و از او می‌خواهد که با خنده و شادی، دلش را شاد کند. شاعر همچنین به حالت مستی و عهد و پیمان‌های گذشته اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد که مانند گذشته با او رفتار کند. در پایان، شاعر از وضعیت فعلی معشوق انتقاد می‌کند و از او می‌خواهد که مانند گذشته با او مهربان باشد.

این متن شامل مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۵۵۴ - اگر‌‌ بی‌من خوشی یارا به صد دامم چه می‌بندی؟

اگر‌‌ بی‌من خوشی یارا به صد دامَم چه می‌بَندی؟
وَگَر ما را هَمی‌خواهی، چرا تُندی، نمی‌خندی؟ ۱

کسی کو در شِکَرخانه، شِکَر نوشَد به پیمانه
بدین سِرکایِ نُه ساله نداند کرد خُرسندی ۲

بِخَند ای دوستْ چون گُلْشَن، مَبادا خاطِرِ دُشمن
کُند شادیّ و پِنْدارد که دلْ زین بَنده بَرکَندی ۳

چو رَشکِ ماه و گُل گشتی، چو در دل‌ها طَمَع کِشتی
نباشد لایِق از حُسنَت که بَرگردی زِپیوندی ۴

خوشا آن حالَتِ مَستی که با ما عَهد می‌بَستی
مرا مَستانه می‌گفتی که ما را خویش و فرزندی ۵

پَیاپِی باده می‌دادی، به صد لُطف و به صد شادی
که گیر این جامِ‌‌ بی‌خویشی، که باخویشیّ و هُشمَندی ۶

سَلامُ عَلَیکَ ای خواجه، بَهانه چیست این ساعت؟
نه دریاییّ و دریادل، نه ساقیّ و خداوندی ۷

نه یاقوتیّ و مَرجانی، نه آرامِ دل و جانی
نه بُستان و گُلِستانی، نه کانِ شِکَّر و قَندی ۸

خَمُش باشم بدان شَرطی، که بِدْهی میْ خَموشانه
من از گولی دَهَم پَندَت، نه زان کِه قابِلِ پَندی ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
خوانش

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۵۳ - کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی، نمی‌گویی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۵۵۵ - چرا، چون ای حیات جان درین عالم وطن داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.