خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به انتقاد از افراد ثروتمند و خودخواه میپردازد که با وجود داراییهای فراوان، به دیگران کمک نمیکنند و حتی به نزدیکان خود نیز سختی میدهند. همچنین، به رفتارهای خودخواهانه و طمعکارانه برخی افراد اشاره میکند که حتی از نیازمندان نیز سوءاستفاده میکنند.
متن دارای مفاهیم انتقادی و پیچیدهای است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند طمع و خودخواهی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
شمارهٔ ۱۰۸ - مردمان لئیم
این ناکسان که کوس بزرگی همی زنند
ممتاز نیستند ز کس جز به مال خویش ۱
بستان و باغ دارند اما نمیدهند
هرگز یکی چغاله به طفل چغال خویش ۲
خاتون اگر خیال خیاری کند، نهد
سر چونخیار بر سر فکر و خیال خویش ۳
محصول باغ و باغچهٔ خانه را دهند
بقال راکه بارکند بر بغال خویش ۴
وز بهر اهل خانه فرستدگه غروب
زانگور غژم گشته و آلوی کال خویش ۵
چون کوت کش بیاورد از بهر باغ کوت
مزدیش نیست تا نتکاند جوال خویش ۶
حمالی ار زغال بیارد برایشان
باید که خاکه بسترد از دست و بال خویش ۷
ور دست و بال او نشد ازگرد خاکه پاک
بایست یک درم فکند از زغال خویش ۸
گر سائلی بخواهد از آن قوم حاجتی
نادم کنندش از جبروت و نکال خوبش ۹
چیزی طلب کنند ز سائل به دست مزد
گر خواست پس بگیرد از آنان سؤال خویش ۱۰
اندر پیش دوند و بلیسند دست و پاش
بینند اگر یکی مگس اندر مبال خوبش ۱۱
چون گربهٔ گرسنه که جسته است طعمهای
غرند پای سفره به اهل و عیال خوبش ۱۲
یک لقمه نان خود را دارد عزیزتر
از دختر و زن و پسر و عم و خال خویش ۱۳
آنان که فکر لقمهٔ نانشان بهسر پزند
جان مینهند بر سر فکر محال خوبش ۱۴
کاش این مواظبت که زنان حرام خود
دارند، داشتند ز جفت حلال خویش! ۱۵
ممتاز نیستند ز کس جز به مال خویش ۱
بستان و باغ دارند اما نمیدهند
هرگز یکی چغاله به طفل چغال خویش ۲
خاتون اگر خیال خیاری کند، نهد
سر چونخیار بر سر فکر و خیال خویش ۳
محصول باغ و باغچهٔ خانه را دهند
بقال راکه بارکند بر بغال خویش ۴
وز بهر اهل خانه فرستدگه غروب
زانگور غژم گشته و آلوی کال خویش ۵
چون کوت کش بیاورد از بهر باغ کوت
مزدیش نیست تا نتکاند جوال خویش ۶
حمالی ار زغال بیارد برایشان
باید که خاکه بسترد از دست و بال خویش ۷
ور دست و بال او نشد ازگرد خاکه پاک
بایست یک درم فکند از زغال خویش ۸
گر سائلی بخواهد از آن قوم حاجتی
نادم کنندش از جبروت و نکال خوبش ۹
چیزی طلب کنند ز سائل به دست مزد
گر خواست پس بگیرد از آنان سؤال خویش ۱۰
اندر پیش دوند و بلیسند دست و پاش
بینند اگر یکی مگس اندر مبال خوبش ۱۱
چون گربهٔ گرسنه که جسته است طعمهای
غرند پای سفره به اهل و عیال خوبش ۱۲
یک لقمه نان خود را دارد عزیزتر
از دختر و زن و پسر و عم و خال خویش ۱۳
آنان که فکر لقمهٔ نانشان بهسر پزند
جان مینهند بر سر فکر محال خوبش ۱۴
کاش این مواظبت که زنان حرام خود
دارند، داشتند ز جفت حلال خویش! ۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰۷ - در وقعهٔ مهاجرت آزادیخوآهان به قم و شکستن دست بهار
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع عزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.