این شعر از معشوقههایی سخن میگوید که گرچه جذاب و دلربا هستند، اما وفادار نیستند و عشاق را رنج میدهند. شاعر آرزو میکند که چنین معشوقههایی اصلاً به دنیا نیایند یا اگر متولد میشدند، زشت میبودند تا دل کسی را نربایند. در نهایت، شاعر میگوید که اگر این معشوقهها بمیرند، عشاق به جای غزل، نوحه برایشان میسرایند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و انتقادی نسبت به روابط عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند «نبوسند و نگایند» ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند و برای سنین پایین مناسب نباشند.
شماره ۵۹ - پیوند ببندند بتان لیک نپایند
ور زان که بپایند بگویند و نیایند ۱
وانگه چو بیایند نخندند و ز عشاق
خواهندکهشان هیچ نبوسند و نگایند ۲
گویند نباتی را، مردم به دهان در
گیرند، ولی نه بمکند ونه بخایند ۳
این یوسفکان گرچه عزیزند ولیکن
ای کاش که هیچ از شکم مام نزایند ۴
ور زان که بزادند شوند آبلهرویان
تا زشت شوند و دل مردم نربایند ۵
ور زان که ربودند بمیرند که عشاق
بر جای غزل نوحه بر ایشان بسرایند ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.