خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و اندوه خود میگوید و از صبر و امید به رسیدن روزی بهتر سخن میراند. او با وجود تاریکیهای زندگی، به عفو و بخشش از سوی معشوق (شاه خوبان) امیدوار است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همراه با پرداختن به غم و اندوه، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۴۶ - درغمش هرشب به گردون پیک آهم میرسد
درغمش هرشب به گردون پیک آهم میرسد
صبرکن ای دل شبی آخر به ما هم میرسد ۱
شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود
کزپس آن نوبت روز سیاهم میرسد ۲
صبرکن گر سوختی ای دل ز آزار رقیب
کاین حدیث جانگداز آخر به شاهم میرسد ۳
گر گنه کردم عطا از شاه خوبان دور نیست
روزی آخر مژده ی عفو گناهم میرسد ۴
صبرکن ای دل شبی آخر به ما هم میرسد ۱
شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود
کزپس آن نوبت روز سیاهم میرسد ۲
صبرکن گر سوختی ای دل ز آزار رقیب
کاین حدیث جانگداز آخر به شاهم میرسد ۳
گر گنه کردم عطا از شاه خوبان دور نیست
روزی آخر مژده ی عفو گناهم میرسد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - لب لعل تو می فروشی کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.