خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، عشق و مستی را با تصاویر زیبا و استعاری توصیف میکند. شاعر از لب و چشم معشوق، خطاهای او، و رازهای دل سخن میگوید. همچنین، به تأثیر عشق و هجران اشاره میکند و با تصویر خار و غنچه، انتقادها و سکوت معشوق را بیان مینماید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین عاشقانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵ - لب لعل تو می فروشی کرد
لب لعل تو می فروشی کرد
چشم مست تو بادهنوشی کرد ۱
این خطاها چو دید حاجب حسن
زان خط سبز پردهپوشی کرد ۲
چه پراکنده گفت زلف، که دوش
خم شد و با تو سر به گوشی کرد ۳
راز دل با لبت نگفته، خطت
سر برآورد وتیزهوشی کرد ۴
عاقبت سست گردد اندر هجر
هرکه با عشق سخت کوشی کرد ۵
خار، هر سرزنش که کرد، بهار
غنچهٔ تنگدل خموشی کرد ۶
چشم مست تو بادهنوشی کرد ۱
این خطاها چو دید حاجب حسن
زان خط سبز پردهپوشی کرد ۲
چه پراکنده گفت زلف، که دوش
خم شد و با تو سر به گوشی کرد ۳
راز دل با لبت نگفته، خطت
سر برآورد وتیزهوشی کرد ۴
عاقبت سست گردد اندر هجر
هرکه با عشق سخت کوشی کرد ۵
خار، هر سرزنش که کرد، بهار
غنچهٔ تنگدل خموشی کرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - درغمش هرشب به گردون پیک آهم میرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.