این متن شعری است که به ستایش حکمت و دانش میپردازد و از بهار به عنوان نمادی از جاودانگی و زیبایی طبع انسان حکیم یاد میکند. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گلشن، خورشید، و نسیم، برتری و تأثیرگذاری حکمت و فضل را توصیف میکند. همچنین، به مقایسهای بین بهار طبیعی و بهار معنوی (فضیلت و معرفت) اشاره دارد و از آثار ماندگار حکیمان مانند بوعلی سینا تمجید میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و ادبی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۷۵ - ای حکیم
گلشن طبع تو جاویدان بهار است ای حکیم ۱
آن بهاری کاعتدالش ز آفتاب حکمت است
از نسیم مهرگانی برکنار است ای حکیم ۲
در بهار فضل و باغ معرفت جاوید زی
زانکه خورشید تو در نصفالنهار است ای حکیم ۳
نوبهار فرخ بلخ و بهارستان گنگ
در برگلخانهٔ طبع تو خارست ای حکیم ۴
نافهٔ چین است مشگین خامهات کآثار وی
مشگبیز و مشگریز و مشگبارست ای حکیم ۵
یا مگر دریاست با آب مدادت تعبیه
کاینچنین گفتار نغزت آبدار است ای حکیم ۶
حکمت ار میکرد فخر از روزگار بوعلی
اینک آثار تو فخر روزگارست ای حکیم ۷
مدح این بیدولتان عارست دانا را ولیک
چون توئی را مدح گفتن افتخار است ای حکیم ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.