خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به رابطهی بین جسم و جان میپردازد و تأکید میکند که جسم مانند خانهای ویران و بیسامان است که نمیتوان جان را در آن فریب داد. با وجود وابستگی جان به جسم، جان از زیباییهای ظاهری جسم تأثیر نمیپذیرد. چشم جان روشن و بیناست و خرد راهنمای انسان در مسیر یقین است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲ - در مقامی که رسد زو به دل و جان آسیب
در مقامی که رسد زو به دل و جان آسیب
نبود جان خردمند ز رفتن به نهیب ۱
ناشکیبا مشو ار باز گذارد جانت
خانه ای را که ز ویران شدنش نیست شکیب ۲
تن یکی خانهٔ ویرانی و بی سامانی ست
نتوان داشت در او جان و روان را به فریب ۳
گر چه پیوستهٔ جان است تن تیره، ولیک
شاخ را نیست خبر هیچ ز بویایی سیب ۴
گر چه از جان به شکوه است و به نیرو هر تن
جان نگیرد ز تن تیره به زیبای زیب ۵
دیدهٔ جان خرد است و روشش اندیشه
ناید از کوری و کری تنش هیچ آسیب ۶
چشم جان روشن و بیناست ز نزدیک و ز دور
پای اندیشه روان است بر افراز و نشیب ۷
بی گمان باش خردمند که در راه یقین
خردت راست رود با تو گمانت به وُریب ۸
نبود جان خردمند ز رفتن به نهیب ۱
ناشکیبا مشو ار باز گذارد جانت
خانه ای را که ز ویران شدنش نیست شکیب ۲
تن یکی خانهٔ ویرانی و بی سامانی ست
نتوان داشت در او جان و روان را به فریب ۳
گر چه پیوستهٔ جان است تن تیره، ولیک
شاخ را نیست خبر هیچ ز بویایی سیب ۴
گر چه از جان به شکوه است و به نیرو هر تن
جان نگیرد ز تن تیره به زیبای زیب ۵
دیدهٔ جان خرد است و روشش اندیشه
ناید از کوری و کری تنش هیچ آسیب ۶
چشم جان روشن و بیناست ز نزدیک و ز دور
پای اندیشه روان است بر افراز و نشیب ۷
بی گمان باش خردمند که در راه یقین
خردت راست رود با تو گمانت به وُریب ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱ - ای پریشان کرده عمدا، زلف عنبربیز را
گوهر بعدی:غزل ۳ - دارم دلی مخاطره جوی بلا پرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.