خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دل میپرسد که چرا از غم دنیا خون میشود یا ساکن خانهی فریبندهی جهان میگردد. سپس به دل توصیه میکند که اگر جایی برای ماندن ندارد، بهتر است از همان ابتدا وارد نمیشد و اکنون بیرون برود.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند «عشوه خانهٔ گردون» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۱۴۷ - ای دل ز غم جهان که گفتت خون شو
ای دل ز غم جهان که گفتت خون شو
یا ساکن عشوه خانهٔ گردون شو ۱
دانی چه کنی چو نیست سامان مُقام
انگار درون نیامدی، بیرون شو ۲
یا ساکن عشوه خانهٔ گردون شو ۱
دانی چه کنی چو نیست سامان مُقام
انگار درون نیامدی، بیرون شو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۴۶ - افضل تو به هر حال مغرور مشو
گوهر بعدی:رباعی ۱۴۸ - افضل درِ دل می زنی، آخر دل کو؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.