شیخ عبدالله تروغبدی از بزرگان صوفیه و مشایخ طوس بود که در ورع و تجرید کامل و دارای کرامات و ریاضات شگفتانگیز بود. او شاگرد بوعثمان حیری و همراه با بسیاری از مشایخ دیگر بود. داستانهایی از زهد و ایثار او، مانند بخشیدن گندم در زمان قحطی، و نیز دیدارش با منصور حلاج که نمادی از مبارزه با نفس است، در متن نقل شده است. همچنین، سخنان حکیمانهای از او درباره مرید، صوفی، زاهد، معرفت، خدمت و دنیا ذکر شده است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مبانی تصوف دارد. همچنین، برخی داستانها (مانند اشاره به قحطی و آدمخواری) ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
ذکر عبدالله تروغبدی قدس الله روحه العزیز
یک بار باصحاب خویش به سفره نشسته بود بنان خوردن منصور حلاج از کشمیر میآمد قبائی سیاه پوشیده و دو سگ سیاه در دست شیخ اصحاب را گفت: جوانی بدن صفت میآید و باستقبال میباید رفت که کار او عظیم است اصحاب برفتند و او را دیدندی میآمد و دو سگ سیاه بر دست هم چنان روی به شیخ نهاد شیخ چون او را بدید جای خویش بدوداد تا درآمد و سگان را با خوددر سفره نشاند چون اصحاب دیدند که استقبال او فرمود و جای خویش بدو داد هیچ نتوانستند گفتن شیخ نظارهٔ او میکرد تا اونان میخورد و به سگا ن میداد و اصحاب انکار میکردند پس چون نان بخورد و برفت شیخ بوداع او برخاست چون باز گردید اصحاب گفتند شیخا این چه حالت بود که سگ را بر جای بنشانیدی و ما را باستقبال چنین کسی فرستادی که جمله سفره از نماز ببرد شیخ گفت: این سگ نفس او بود از پی او میدوید از بیرون مانده و سگ مادر درون مانده است و ما از پی او میدویم پس فرق بود از کسی که متابع سگ بود تا کسی که سگ متابع وی بود سگ او ظاهر میتوانست دیدن و بر شما پوشیده است این بتر از آن هزار بار پس گفت: این ساعت در آفرینش پادشاه او خواهد بود اگر سگ دارد و اگر ندارد کار روی بدوخواهد داشت.
نقلست که ازو پرسیدند که صفت مرید چیست گفت: مرید در رنج است ولکن آن سرور طلب است نه عنا وتعب.
و ازو پرسیدند از صوفی و زاهد گفت: صوفی به خداوند و زاهد به نفس.
و گفت: حق تعالی هر بنده را از معرفت خویش به قدر کاری بخشیده است تا معرفت او یاری دهندهٔ او بود بر بلا.
و گفت: آلات مکشوف است ومعانی مستور.
و گفت: هرکه خدمت کند در جمله عمر خویش یک روز جوانمردی را برکت یک روزه خدمت باو رسد پس حال کسی چگونه بود که جملهٔ عمر در خدمت ایشان صرف کند.
و گفت: هیچ انس نیست در اجتماع برادران به سبب وحشت فراق و هیچ کس را وسیلتی نبود به خدای جز خدای وسیلت نیست.
و گفت: هر که دنیا را ترک کند از برای دنیا از غایت حب دنیا بود، رحمةالله علیه.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.