خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر توصیف میکند که معشوق خود را دیده است که در حال نواختن رباب و خواندن ترانهای زیبا و مست کننده است. او با زخمهای آتشین ترانه میزند و از بادهی مغانه مست و دلکش شده است. ساقی ماهرویی با سبویی ظاهر میشود و جامی از شراب به معشوق میدهد. معشوق شراب را مینوشد و شعلههای عشق بر روی او نمایان میشود. او به زیبایی خود مینازد و از چشم بد دوری میجوید.
این متن شامل مفاهیمی مانند شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، مفاهیم عاشقانه و عرفانی آن نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.
غزل ۲۳۹۵ - دیدم نگار خود را، میگشت گرد خانه
دیدم نِگارِ خود را، میگشت گِردِ خانه
بَرداشته رَبابی، میزَد یکی تَرانه ۱
با زَخْمهٔ چو آتش، میزَد ترانهیی خَوش
مَست و خَراب و دِلْکَش از بادهٔ مَغانه ۲
در پَردهٔ عِراقی میزَد به نامِ ساقی
مَقصودْ باده بودَش، ساقی بُدَش بَهانه ۳
ساقیِّ ماه رویی، در دستِ او سَبویی
از گوشهیی دَرآمَد، بِنْهاد در میانه ۴
پُر کرد جامِ اوَّل، زان بادهٔ مُشَعَّل
در آبْ هیچ دیدی کآتش زَنَد زَبانه؟ ۵
بر کَفْ نهاده آن را، از بَهرِ دِلْسِتان را
آن گَهْ بِکَرد سَجده، بوسید آستانه ۶
بِسْتَد نِگار از وِیْ، اَنْدَرکَشید آن میْ
شُد شُعلهها ازان میْ بر رویِ او دَوانه ۷
میدید حُسنِ خود را، میگفت چَشمِ بَد را
نی بود و نی بیاید چون من دَرین زمانه ۸
بَرداشته رَبابی، میزَد یکی تَرانه ۱
با زَخْمهٔ چو آتش، میزَد ترانهیی خَوش
مَست و خَراب و دِلْکَش از بادهٔ مَغانه ۲
در پَردهٔ عِراقی میزَد به نامِ ساقی
مَقصودْ باده بودَش، ساقی بُدَش بَهانه ۳
ساقیِّ ماه رویی، در دستِ او سَبویی
از گوشهیی دَرآمَد، بِنْهاد در میانه ۴
پُر کرد جامِ اوَّل، زان بادهٔ مُشَعَّل
در آبْ هیچ دیدی کآتش زَنَد زَبانه؟ ۵
بر کَفْ نهاده آن را، از بَهرِ دِلْسِتان را
آن گَهْ بِکَرد سَجده، بوسید آستانه ۶
بِسْتَد نِگار از وِیْ، اَنْدَرکَشید آن میْ
شُد شُعلهها ازان میْ بر رویِ او دَوانه ۷
میدید حُسنِ خود را، میگفت چَشمِ بَد را
نی بود و نی بیاید چون من دَرین زمانه ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۹۴ - از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله
گوهر بعدی:غزل ۲۳۹۶ - ای پاک از آب و از گل، پایی درین گلم نه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.