خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شخصیت اصلی متن در کنار فرد دیگری است که با وجود نزدیکی فیزیکی، فاصلهای عظیم بین آنها احساس میشود. سینهی این فرد به آرامی از حبابهای هوا پر و خالی میشود و چشمهایش که دوستداشتنی هستند، زیر پلکانی فروکشیده پنهان شدهاند. راوی با پرسشهایی مانند «کجایی؟ چیستی؟ چه میخواهی؟» به دنبال درک این فرد است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، ابهام و ایجاز در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
زن خفته
کنارِ من چسبیده به من در عظیمتر فاصلهیی از من
سینهاش
به آرامی
از حبابهای هوا
پُر و خالی
میشود.
چشمهایش که دوست میدارم ــ
زیرِ پلکانِ فروکشیده
نهفته است.
«کجایی؟
چیستی؟
چه میخواهی؟»
سینهاش
به آرامی
از حبابهای هوا
پُر و خالی میشود.
۱۳۳۸
سینهاش
به آرامی
از حبابهای هوا
پُر و خالی
میشود.
چشمهایش که دوست میدارم ــ
زیرِ پلکانِ فروکشیده
نهفته است.
«کجایی؟
چیستی؟
چه میخواهی؟»
سینهاش
به آرامی
از حبابهای هوا
پُر و خالی میشود.
۱۳۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شبانه
گوهر بعدی:لوحِ گور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.