خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و ارزش بوسه معشوق میگوید و عقل او را از این عشقورزی ارزان بازمیدارد.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و تأملبرانگیز است که برای درک بهتر، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد.
رباعی ۱۹ - گفتم که لبم به بوسهای مهمان است
گفتم که لبم به بوسهای مهمان است
گفتا که بهای بوسهٔ من جان است ۱
عقل آمد و در پهلوی من زد انگشت
یعنی که خموش، بیع … که ارزان است ۲
گفتا که بهای بوسهٔ من جان است ۱
عقل آمد و در پهلوی من زد انگشت
یعنی که خموش، بیع … که ارزان است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸ - افسوس که اطراف گلت خار گرفت
گوهر بعدی:رباعی ۲۰ - دریای سرشک دیدهٔ پر نم ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.