خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به زیباییهای عشق و جذابیتهای معشوق اشاره میکند. شاعر از عشق، طرب، و هوس سخن میگوید و به تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان انسان میپردازد. همچنین، از مکر زمانه و ناپایداری دنیا نیز یاد میکند و عشق را به عنوان تنها حقیقت پایدار معرفی میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۷۸ - صد خمار است و طرب، در نظر آن دیده
صد خُمار است و طَرَب، در نَظَرِ آن دیده
که در آن رویْ نَظَر کرده بُوَد دُزدیده ۱
صد نَشاط است و هَوَس، در سَرِ آن سَرمَستی
که رُخِ خود به کَف پاش بُوَد مالیده ۲
عشوه و مَکْرِ زمانه، نَپَذیرد گوشی
که سلام از لبِ آن یار بُوَد بِشْنیده ۳
پیچِ زُلْفَش چو ندیدی، تو بُرو مَعْذوری
ای تو در نیک و بَدِ دورِ زمان پیچیده ۴
نِی تَراشی است که اَنْدَر نِیِ صورت بِدَمَد
هیچ دیدی تو نِیی بینَفَسی نالیده؟ ۵
گَر بِدانَد که حَریفِ لبِ کِه خواهد شُد
کِی بِرَنجَد زِ بُریدن، قَلَمِ بالیده؟ ۶
گَر بُپرسَند چه فَرق است میانِ تو و غیر؟
فَرقْ این بَس که تویی فَرقِ مرا خاریده ۷
جُرعهٔ کُن فَیَکون بر سَرِ آن خاکْ بِریخت
لبِ عُشّاقِ جهان، خاکِ تو را لیسیده ۸
شَمسِ تبریز تو را عشق شِناسَد نه خِرَد
بر دَمِ بادِ بهاری نَرَسَد پوسیده ۹
که در آن رویْ نَظَر کرده بُوَد دُزدیده ۱
صد نَشاط است و هَوَس، در سَرِ آن سَرمَستی
که رُخِ خود به کَف پاش بُوَد مالیده ۲
عشوه و مَکْرِ زمانه، نَپَذیرد گوشی
که سلام از لبِ آن یار بُوَد بِشْنیده ۳
پیچِ زُلْفَش چو ندیدی، تو بُرو مَعْذوری
ای تو در نیک و بَدِ دورِ زمان پیچیده ۴
نِی تَراشی است که اَنْدَر نِیِ صورت بِدَمَد
هیچ دیدی تو نِیی بینَفَسی نالیده؟ ۵
گَر بِدانَد که حَریفِ لبِ کِه خواهد شُد
کِی بِرَنجَد زِ بُریدن، قَلَمِ بالیده؟ ۶
گَر بُپرسَند چه فَرق است میانِ تو و غیر؟
فَرقْ این بَس که تویی فَرقِ مرا خاریده ۷
جُرعهٔ کُن فَیَکون بر سَرِ آن خاکْ بِریخت
لبِ عُشّاقِ جهان، خاکِ تو را لیسیده ۸
شَمسِ تبریز تو را عشق شِناسَد نه خِرَد
بر دَمِ بادِ بهاری نَرَسَد پوسیده ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۷۷ - ای خداوند یکی یار جفا کارش ده
گوهر بعدی:غزل ۲۳۷۹ - بده آن بادهٔ جانی، که چنانیم همه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.