خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از بیخوابی و انتظار طولانی در شب میگوید. او با گوش دادن به صدای زنگ کاروان، احساس همراهی و همزبانی میکند، اما در نهایت جاده را خالی و خود را در زندان شب تیره تنها میبیند.
مفاهیم عمیق مانند تنهایی، انتظار و تاریکی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.
شب همه شب
شب همه شب شکسته خواب به چشمم
گوش بر زنگ کاروانستم
با صداهای نیم زنده ز دور
هم عنان گشته هم زبان هستم.
*
جاده اما ز همه کس خالی است
ریخته بر سر آوار آوار
این منم مانده به زندان شب تیره که باز
شب همه شب
گوش بر زنگ کاروانستم.
تجریش، آبان1337
گوش بر زنگ کاروانستم
با صداهای نیم زنده ز دور
هم عنان گشته هم زبان هستم.
*
جاده اما ز همه کس خالی است
ریخته بر سر آوار آوار
این منم مانده به زندان شب تیره که باز
شب همه شب
گوش بر زنگ کاروانستم.
تجریش، آبان1337
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:تو را من چشم در راهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.