خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که مخاطب را به بیداری، حرکت و رهایی از قید و بندهای دنیوی دعوت می‌کند. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، بیداری روح، رهایی از غرور و شرم، و حرکت به سوی حقیقت سخن می‌گوید. او از مخاطب می‌خواهد که از خواب غفلت برخیزد، به عشق الهی روی آورد و از تعلقات دنیوی بگذرد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رهایی از شرم و غرور ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۴۱ - سماع آمد، هلا ای یار برجه

سَماع آمد، هَلا ای یار بَرجِه
مُسابِق باش و وَقتِ کار بَرجِه ۱

هزاران بار خُفتی هَمچو لَن بَرلَنْگَر
مِثالِ بادبانْ این بار بَرجِه ۲

بَسی خُفتی تو مَست از سَرگِرانی
چو کردَنْدَت کُنون بیدار بَرجِه ۳

هَلا، ای فِکْرتِ طَیّار بَرپَر
تو نیز ای قالَبِ سَیّار بَرجِه ۴

هَلا، صوفی چو اِبْنُ الْوَقت باشد
گُذَر از پار و از پیرار بَرجِه ۵

به عشقِ اَنْدَرنگُنجَد شَرم و ناموس
رَها کُن شَرم و اِسْتِکْبار بَرجِه ۶

وَگَر کاهِل بُوَد قَوّالِ عارف
بِدو دِهْ خِرقه و دَستار بَرجِه ۷

سَماح آمد رَباحْ از قولِ یزدان
که عشقی بِهْ زِ صد قِنْطار بَرجِه ۸

به عشقِ آن کِه فَرشَت گوهر آمد
چو موجِ قُلْزُمِ زَخّار بَرجِه ۹

چو زُلْفین اَرْ فروسو می‌کَشَندَت
تو همچون جَعْدِ آن دِلْدار بَرجِه ۱۰

صَلایی از خیالِ یارْ آمد
خیالانه تو هم زَ اسْرار بَرجِه ۱۱

بَسی در غَدر و حیلت بَرجَهیدی
یکی از عالَمِ غَدّار بَرجِه ۱۲

بَسی بَهرِ قَوافی بَرجَهیدی
خَموشی گیر و بی‌گُفتار بَرجِه ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۴۰ - چنین می‌زن دو دستک تا سحرگاه
گوهر بعدی:غزل ۲۳۴۲ - خدایا مطربان را انگبین ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.